درباره وبلاگ

سلام به همه به وبلاگ من خوش اومدین جون من نظریادتون نره خب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دووووووستون دارممممممممممممم بووووووووووووووووووووووووس خاکسترگفت اتش را می بخشم ولی تبر را هرگز
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عقش من و آدرس khoshgelam.LoxBlog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)


Alternative content


عقش من
یک شنبه 6 شهريور 1398برچسب:تفریح,سلام, :: 10:12 ::  نويسنده : مطی       

 

 

 

سلام

به خونه خاطرات من خوش اومدی...

 

 




27 آبان 1390برچسب:, :: 19:49 ::  نويسنده :        
در زمان هخامنشی، حق و حقوق زنان 3 برابر مردان بوده...

باورتون میشه؟......................................................؟


22 شهريور 1390برچسب:, :: 16:15 ::  نويسنده :        
 

مامان، اجازه هست ابروهامو بر دارم

-مامان: نه
-مامان، اجازه هست موهامو زیتونی کنم

-مامان: نه
-مامان، اجازه هست تونیک صورتی بپوشم

-مامان: نه
-................
-مامان، اجازه هست مثل باربی آرایش کنم

-مامان: نه

-مامااااان یعنی چی من 18 سالم شده ها
.
.
.
-مامان: اَاّه سیاوش، خفه میشی یا خفت کنم..........!!!!!!!!!!
نظر یادتون نره


پنج شنبه 17 شهريور 1390برچسب:, :: 11:10 ::  نويسنده : مطی       

کاش پیش من بودی


کاش دستانت در دستانم بود

و لطافت هزار ابر سپید بهاری را

در دست داشتم

و در اوج خوش بختی پرواز می کردم

کاش می توانستم به چشمانت نگاه کنم

و با هر نگاه من

هزار هزار واژه ناگفته عشق را

به یک باره به سوی تو روان می کردم

و با هر نگاه تو

شادی در چشمان من می جوشید

کاش می توانستم صدای گرم تو را بشنوم

تا چون آبشاری از نغمه های روح انگیز

بر عمق جانم جاری گردد

و همه غم های فراق را بزداید

کاش پیش من بودی

من با گرمای عشق تو زنده ام

چه زیباست

که تو تنها نیاز من باشی

و چه عاشقانه است

که تو تنها آرزویم باشی

و چه رؤیایی است

این لحظه های ناب عاشقی

و من همه زیبایی عاشقانه و رؤیایی را با فقط تو حس می کنم

و اگر غروری در من هست غرور عشق به توست

 

 



شنبه 12 شهريور 1390برچسب:, :: 18:36 ::  نويسنده : مطی       

شوری اشكهایم زخم صورتم را میسوزاند

این زخم زندگیست كه مدتها ست مرا همراهی میكند

در بسته است و كسی نمی آید ،نگاهم به در خیره مانده است

همه چیز سرد است اما من سردم نیست

گرما همه بدنم را میسوزاند كسی نیست خاموشم كند

بازهم اشكهایم جاری است

اینبار دیگر صورتم نمیسوزد

دلم از این همه تنهایی آتش

میگیرد و میسوزد

 

 



 


 

لينك باكس پيشرفته لينك من  (ثبت رایگان لینک و افزایش بازدید)


شنبه 12 شهريور 1390برچسب:, :: 18:0 ::  نويسنده : مطی       

سلام بر تو

میدونم که صدامو شناختی‌ پس خودمو معرفی‌ نمیکنم

شایدم نشناختی، منم غضنفر

...

آااه ‌ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و قلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع می‌کنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟

امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل‌ نه صد دل‌ من را عاشق خودت کردی. یادت می‌‌آید؟

ای بابا عجب گیجی هستی‌، یادت نمی‌آید؟

خیلی‌ خنگی ، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت می‌کردم. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی‌ از دست من ناراحت شدی. ولی‌ با عشق و علاقه به طرف من آمدی. خیلی‌ محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی‌. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی‌ عاشقت شدم.

از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس می‌‌ایستادم تا تورا ببینم، ولی‌ هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی‌ بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.

یک قاب عکس خالی‌ روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم "عشقم" هروقت آن را میبینم به تو فکر می‌کنم و تصویر تو را به ذهن می‌‌آورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به قاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی‌؟

راستی‌ این شماره‌ای که به من دادی خیلی‌ به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد‌ دل‌ می‌کنم و تو هم هی‌ میگی‌ "مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی‌باشد" من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مگه نه!؟

یه چیزی بهت میگم ولی‌ ناراحت نشی‌، گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟

ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟

ولی‌ میدونم یکی‌ از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من.
یه روزی میام خواستگاریت، می‌خوام خیلی‌ گرم و صمیمی‌ باباتو ببوسم و چندتا شوخی‌ دستی‌ هم باهاش می‌کنم که حسابی‌ اول زندگی‌ باهم رفیق بشیم، راستی‌ کلهٔ بابات مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی‌ بهش بگو خیلی‌ طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!

چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فکر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی گیر کردم گل‌ رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی‌ خوشگل تر بود ولی‌ چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.

راستی‌ من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی‌ درست کنی‌ حواست باشه، بی‌ نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از کی خوردی!!!

خلاصه اینکه بی‌ قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!

بی‌ تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول می‌گشتم

غضنفر تو;
 



پنج شنبه 10 شهريور 1390برچسب:, :: 1:43 ::  نويسنده : مطی       

سلام

دیدم درموردهمه چی حرف زدم جزخودم............

من 18سالمه امسال میرم پیش.رشتم ریاضیه.عاشق این رشتم.4تاوبلاگ دارم اینم پنجمیه.......... 

تودنیابیشترازهمه بابامودوس دارم.

ماکارونی وقورمه سبزی ورنگ صورتی وبنیامین بهادری روخیلی دوست میدارم.........

عاشقم...عاشق یکی که منونمیخواد...

خودمم درتعجبم...من هم خوشگلم،هم خوش تیپم،هم دخترخوبیم...

نمیدونم چرادوسم نداره...

البته قبلامیگفت داره ولی بعدافهمیدم دروغ میگفته...



صفحه قبل 1 2 صفحه بعد